تبليغاتX
غيرقابل پرنده
شعرها و نوشته های علی ثابت قدم

سلام

بال ها گر چه با تو اند اما این حوالی پرندگی ممنوع

گاهی اوقات عشق ممنوع است گاهی اوقات زندگی ممنوع

وقتی یادم می آید می خواستم وبلاگ را به چه مطلبی به روز کنم خنده ام می گیرد و گاه گریه ام . خلاصه بگویم آنگونه به روز نشدم چون فکر می کنم هنوز بالی هست برای پرندگی و پرواز . زیاد نوشتن و زیاد حرف زدن را عادت ندارم . غزلی می نویسم برایتان دفاع مقدسی ، که دوستی عزیز از من خواست با این غزل به روز شوم . اطاعت امر می کنم و می شنوم نظر دوستان را .

 

 

رفتي بهشت را زجهنم بياوري

 

بر زخم هاي حادثه مرهم بياوري

 

تا چند سال من بنشينم به انتظار

 

تا چند در بهار محرم بياوري !؟

 

جز پاره پاره هاي به جا مانده از تنت

 

چيزي نبود هديه برايم بياوري؟!

 

اي كاش جاي اين همه لاله برايمان

 

مي شد كه شاخه اي گل مريم بياوري

 

برشانه هاي خسته ي من بعد سالها

 

حق نيست كوله پشتي ماتم بياوري

 

بابا كجاست شور و غرور هميشه ات ؟!

 

بابا بنا نبود تو هم كم بياوري !

 

 

نوشته شده توسط علي ثابت قدم در ساعت 8:33 | لینک  |