امیدوارم طاعات و عباداتتان قبول درگاه الهی قرار گرفته باشد .
و یک غزل در حال و هوای ماه مهمانی خدا....
باز ای دل آمدی ، از درد خالی آمدی
آمدی ای عشق در اوج زلالی آمدی
با خودت آورده ای بوی گل و بوی بهار
"بی شک ای دل امشب از راهی شمالی آمدی"
دست هایت هدیه آوردند بوی ربنا
گرچه می گویند اینان دست خالی آمدی
سجده ای را رو به باران و رکوعی سمت نور...
رکعتی را مست بودی بی خیالی آمدی
صبح همراه پرستوها به سمت آسمان
آه ای دل با وجود خسته بالی آمدی
می وزد بوی اذان از سمت شالیزار نور
آمدی ای عشق ! در اوج زلالی آمدی !
التماس دعا!
با غزلی در خدمتم .
شبي به خانهام آمد خوش و شراب زده
به سويش آمدم آشفته و شتاب زده
و دست بردم و در باغِ سبزِ پيرهنش
دوباره چيدم از آن سيبِ ماهتاب زده
پر از شتاب شدم با وجودٍ بيمِ شكست
شبيه كشتيِ بيناخدا به آب زده
لبم عجيب نباشد اگر بسوزد باز
كه بوسههاي فراوان بر آفتاب زده
«شبِ شراب نيارزد به بامدادٍ خمار»
كنون خمارم از آن شب، شبِ شرابزده