چهارشنبه سی ام بهمن 1387
می شناسمت ولی ندیده ام تو را
از زبان این و آن شنیده ام تو را
می شناسمت ، تویی که بارهای بار
در خیال خود به بر کشیده ام تو را
تو همانی آن گلی که توی باغ خواب
دیده ام تو را ولی نچیده ام تو را
یا تو آفریده ای مرا و شعر را
یا به شعر خویش آفریده ام تو را
تو بهانه ی غزل شدی که بارها
از زبان شاعران شنیده ام تو را
نوشته شده توسط علي ثابت قدم در ساعت 8:46 | لینک
|
