تبليغاتX
غيرقابل پرنده - گیج !
شعرها و نوشته های علی ثابت قدم

 

باز این من سردرگُم و این دست و پای گیج

باز این پریشان پرسه ها و کوچه های گیج

 

هی روزها رفتند و این تقویم پر شد، از

دیروزهای خط خطی، امروزهای گیج

 

فریادهایم را کسی اینجا نمی فهمد

گم می شود در این هیاهوها صدای گیج

 

مستم که اینگونه نشستم در نمازِ مِی

با سجده ی سردرگم و با ربنای گیج

 

عمریست در طوفانم و ساحل نمی یابم

تا کی تو می چرخانی ام ای ناخدای گیج! ؟

 

سرمنزل مقصود بی شک خوش سرانجامیست

امٌا نه با این همٌت و این ابتدای گیج

 

نوشته شده توسط علي ثابت قدم در ساعت 11:14 | لینک  |